اولی ها
تجربه های آموزشی کلاس اولی ها
|
|
شعر های تکمیلی برای نگاره یک فارسی « مادر مهربان »
من به بهار گفته ام مادر من مهربونه من به ستاره گفته ام مادر من یک گوهره مادر من فرشته است به آسمان نوشته است از گوهر هم بالاتره بهشت جای مادره « من و دنیا »
با چشمم، دنیا را ، می بینم این جا را، آن جا را، می بینم با پایم، در دنیا، می گردم در این جا، در آن جا، می گردم با دستم ، دنیا را ، می گیرم این ها را، آن ها را، می گیرم با قلبم، دنیا را، می خواهم مادر را، بابا را، می خواهم
شعر از کیانوش « امید بچه ها »
خدا، خدای مهربان خدای خوب و آشنا خدای ماهتاب و شب خدای این ستاره ها کسی که بال می دهد به این پرنده ها تویی کسی که باز می کند زبان جوجه را تویی کسی که می کند کمک به بچه ها، خدا تویی خدای خوب و مهربون امید بچه ها تویی ...
شعر از حمید هنر جو « آفرینش و آفریدگار »
کی به ما چشم داده ، گوش داده خدا داده کی به ما عقل داده، هوش داده خدا داده کی به ما مامان داده ، بابا داده خدا داده کی به ما بچه ها دست و پا داده خدا داده کی به ما گل های رنگارنگ داده خدا داده کی به ما باغچه های قشنگ داده خدا ، خدا کی به ما شب های مهتابی داده خدا ، خدا کی به ما روز های آفتابی داده خدا ، خدا تو را خیلی دوست داریم خدا ، خدا همگی شکر می کنیم تو را ، تو را
شاعر: کتاب شعر شکوفه ها
یک خانه داریم مانند گلدان گل های آن بابا و مامان من دوست دارم پروانه باشم هر روز توی خانه باشم پر می زنم من این جا و آن جا اطراف این گل های زیبا
شاعر: ناصر کشاورز
« در چشم های مادر »
در چشم های مادر صد دشت آفتابی صد کوهسار پر برف صد آسمان آبی در چشم های مادر خوبی و مهربانی در چشم های مادر آواز باد و باران شادابی هزاران گلزار در بهاران در چشم های مادر امید و شادمانی « اتل، متل، توتوله »
اتل، متل، توتوله حسن دوباره خواب است اگر چه شب گذشته حسن تو رختخواب است نه کار و درس، نه بازی حسن هنوز خوابیده مگر حسن تو خوابش چه چیز خوبی دیده شاید خودش را در خواب گل و پرنده دیده گلی که با دو بالش به آسمان پریده حسن جانم بیدار شو که خسته شد سماور پرنده من، تو گل باش بلند شو جان مادر
شاعر: مصطفی رحماندوست « عینک بابا »
اتاق بابا پر از کتاب است یک و دو و سه چه بی حساب است دو چشم بابا به خواب رفته به شهر خوب کتاب رفته روی زمین است عینک بابا به چه تمیز است چه قدر زیبا می زنم آن را به چشم هایم ولی بزرگ است کمی برایم بزرگ تر شد اتاق بابا شکل دگر شد تمام دنیا
شاعر: اسدالله شعبانی « مادر »
بوی بهار می دهی
مادر مهربان من
ای به فدای جان تو
روح من و روان من
مهر منی ، ماه منی
بیا بیا کنار من
تو را تو را می طلبد
این دل بی قرار من
دست تو را دست تو را
دوباره بوسه می زنم
دوباره مثل این که بر
ستاره بوسه می زنم
مهر منی ، ماه منی
تویی همان فرشته ام
به روی قلب کوچکم
اسم تو را نوشته ام
نوشته شده توسط عظیمه کریمیان | لینک ثابت | موضوع: |
|
|